1
دانشیار علوم قرآن و حدیث دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، ایران
2
کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، ایران
چکیده
چالش بنیادین در مواجهه با دکترین «معاد جسمانی» در قرآن کریم، غالباً نه برپایه «امتناع عقلی»، بلکه مبتنی بر «استبعاد وقوعی» و انسدادهای روانشناختی مخاطبان استوار بوده است. قرآن کریم برای عبور از این سد معرفتی و استحاله «تکذیب» به «یقین»، راهبردی منحصربهفرد تحت عنوان «برهان احیاء» را پی میافکند که در آن، رستاخیز انسان در آینه صیرورتهای طبیعت بازنمایی میشود. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی میانرشتهای و با روش «تحلیل گفتمان بلاغیـحکمی»، در پی واکاوی طریقیت معرفتشناختی «تمثیلات طبیعی» در فرایند استدلال کلامی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در منطق وحیانی، «زیباییشناسی» کارکردی صرفاً تزیینی نداشته، بلکه واجد شأنی «برهانی» و هستیشناختی است. تحلیل پدیدارشناختی واژگان و تصاویر (نظیر تجسیم آوایی در افعال «اهتزّت و ربت» » و استعارههای تشخیص در توصیف زمین «خاشعه») حاکی از آن است که قرآن با درگیرسازی ساحتهای حسی، ابتدا تجربه زیسته مخاطب را بازسازی و «آشنازدایی» میکند.در گام بعد، تحلیل ساختارهای زبانی نظیر (کذلکَ الْخُرُوجُ) اثبات میکند که این تصاویر هنری بهمثابه مقدمات یک «قیاس تمثیلی» عمل کرده و برپایه قاعده عقلی «حکمالامثال»، تسانخ هستیشناختی قوانین حاکم بر «زیستشناسی نباتی» و «زیستشناسی رستاخیز» را تبیین مینمایند. در نهایت، این مقاله الگوی اقناعی قرآن را مدلی «زیستـفرجامشناختی» معرفی میکند که در آن، «فرمهای هنری» بهمثابه ابزارهای شناخت، شکاف میان «فیزیک طبیعت» و «متافیزیک قیامت» را پر کرده و استبعاد روانی را به یقین برهانی بدل میسازند.