هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه آزاد ملایر. همدان، ایران
چکیده
مسئله چگونگی تعامل عقل و وحی، از دیرباز کانون توجه اندیشمندان اسلامی بوده است. در مواجهه با این مسئله، برخی با اصالتبخشیدن به عقل، دین را به حاشیه راندهاند و گروهی دیگر با تکیه بر وحی، عقل را ناتوان شمردهاند. در مقابل این دو دیدگاه افراطی، حکمای مسلمان، بهویژه صدرالمتألهین شیرازی، کوشیدهاند سازگاری و همنوایی این دو سرچشمه معرفت را به نمایش گذارند. ملاصدرا با دفاع از جایگاه رفیع عقل و فلسفه، بر این باور است که عقل بهتنهایی برای رسیدن به شناخت نهایی حقایق و کمال انسان کافی نیست و وحی، مکمل ضروری عقل و دستاوردهای آن است. از نگاه او، انسان کامل برای سیر و سلوک وجودی، نیازمند دو بال عقل و وحی است. علامه طباطبایی بهعنوان یکی از برجستهترین فیلسوفان معاصر، این دیدگاه را پی گرفته و نظریه مختار خویش را که همسو با آرای ملاصدراست، بهشکلی روشن و نظاممند تبیین کرده است. این مقاله به بررسی و مقایسه دیدگاههای این دو فیلسوف درباره تعامل عقل و وحی میپردازد.